X
تبلیغات
رایتل

"زنانگی های یک زن"

"پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و توست"
سه‌شنبه 21 مهر 1394

"چمدان را که برداشت/ زندگی از تنم بیرون رفت/ سال هاست آغوشم تار تنهایی بسته است/"



وقتی کسی حرف از رفتن می‌زند 


مدت هاست رفته 


فقط می خواهد مطمئن شود 


چیزی از خودش در شما جا نگذاشته باشد 


کمک کن چمدانش را ببندد و برود ...


***********


حینما یتحدث أحد عن الرحیل


فانه قد رحل سالفا


لکنه یرید أن یطمئن فقط


أنه لم ینس شیئا داخلک


ساعده على تجهیز حقیبته و دعه یرحل ...


"رسول یونان برگردان به عربی از خودم"




* عنوان پست از منیره حسینی


* از سر بیکاری امشب خواستم تا یک به یک/ بشمرم حاجات خود دیدم نود درصد تویی/ "محمدجواد رسولی"


* پاییز مرد میانسالی ست با موهای جوگندمیِ کم پشت که معشوقش پشت هر بهار ترکش می کند/"کامران رسول زاده"


* گاهی میان مردم، در ازدحام شهر/ غیر از تو هرچه هست فراموش می کنم/ "فریدون مشیری"


* آنقدر در دلم هستی/ که حتی دیگر به ذهنم هم نمی‌رسی/ "جمال ثریا"

 

* در جهان واقعی پس از اراده‌ی حیات این عشق است که خود را به عنوان قوی ترین و فعال ترین همه‌ی محرک ها به نمایش می گذارد/" آرتور شوپنهاور"


* مردها عاشق که می‌شوند به دنیا می‌آیند/ زن ها عاشق که می‌شوند می‌میرند/ "شیمبورسکا"


* بر هر آنچه که ما را به انسان‌های دیگر وابسته می‌کند نام عشق نگذاریم/" آلبر کامو"


* اگر دریابیم که تنها دو دقیقه فرصت داریم/ تمام باجه‌های تلفن از افرادی پر می‌شد که می‌خواهند به دیگران بگویند که آن‌ها را دوست دارند./ "کریستوفر مورلی"


* خاطرات چه تلخ چه شیرین/ همیشه منبع عذاب هستند/ "داستایوفسکی"


* تا رفته‌ای شمار شب و روز می کنم/ ایام عمر همه یوم‌الحساب بود/ "صالح تبریزی"


* سراغ یار می‌گیرم به هر کس می‌رسم اما/ به خود آهسته می‌گویم الهی بی‌خبر باشد/ "وحید قزوینی"


* تغافل برد از حد، شوخ چشم من نمی‌داند/ جفا قدری، ستم حدی و ناز اندازه‌ای دارد/ "مجذوب تبریزی"


* دیر آمده‌ای نرو شتابان/ ای رفتن تو چو رفتن جان/"مولانا"

 


نظرات (15)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 27 آبان 1394 ساعت 19:12
+ نازنین . ی
یه عالمه دوست دارم این شعرارو....
ادبیات عرب خوندین شما؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. خیلی خوش آمدید. بله من ادبیات عرب خوندم.
چهارشنبه 27 آبان 1394 ساعت 19:01
+ نازنین . ی
وقتی شعر می خونم انگار روحم مثل یه گنجشک کوچولو تو وجودم بال بال می زنه... !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پنج‌شنبه 30 مهر 1394 ساعت 12:44
+ مهدخت
شعر مرا به مهر بخوانید استاد-بانوی عزیز

کودک اندیشه ام را
در پستوی قلب تان
به دنیا آوردم
تا شاید روزی
بوی فساد لاشه ی طفلی نامشروع
وادارتان کند
حماقت منجمد در تهنای مغزتان را
بالا بیاورید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بانو مهدخت عزیز. شعرتان پر از تعابیر و تشبیهات بکر بود کودک اندیشه- پستوی قلب_ حماقت منجمد. درود بر شما و بر این قریحه.
چهارشنبه 29 مهر 1394 ساعت 17:03
+ سارا
فکر کنم همه کاربران بلاگفا رفتن... به هر حال بلاگ اسکای خیلی سرویس بهتریه. شاد باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 29 مهر 1394 ساعت 09:21
+ بانی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 27 مهر 1394 ساعت 10:47
+ دریا
تـو حق نداری
عاشــق کسی بمانی که سالهاستــــ رفته
تو مال کسی نیسـتی که نیستــــ
تو حق نداری اسـم دردهای مزمنت را عشــق بگذاری
تو میتوانی مدیون زخم هایتــــ باشی اما محتاج آنکه زخمی اتــــ کرده نه
دستــــ بردار از این افسانه های بی سروته...
که به نام عشـق فرصت عشــق را از تو میگـیرد
آنکه تو را زخمی خود میخــواهد
آدم تو نیستــــ
آدم نیستــــ
و تو سالهاستــــ حوای بی آدمی حواستــــ نیستــــ....

افشین یداللهی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دریاجان. ممنونم عزیزدلم
شنبه 25 مهر 1394 ساعت 19:48
+ حبیب
سلام سپیده خانم...امیدوارم خوب باشی..قبل هر چیز این پیام رو بصورت خصوصی دارم براتون میفرستم...اما به ناچار اینجا نوشتم چون نمیدونم که توبلاک اسکای چجوریه نمیدونم پیام قبلیم بدستت رسیدیا نه؟؟تو قسمت تماس با من نوشته بودم....اینجا خیلی برام غریبه یه جوریه...ای کاش جای دیگری رو انتخاب میکردیدبرای نوشتن....خیلی وقت بود دودل بودم که این کامنت رو براتون بفرستم یا نه....اما چون آدم رکی هستم گفتم بگم...گفتم سپیده خانم شاید آدم بی حوصله ای باشه اما روشن فکره....راستش از دستتون ناراحتم ...فکر کنم خودتون متوجه شدید...من از نیومدناتون...از راهنمای نکردناتون...ازبی محلی هاتون....میدونید تواین مدت فقط چهار تا کامنت برام گذاشتید نمیخواستم تشویقم کنی لااقل ایرادای کارمو بهم میگفتی مگه چی میشد؟درسته سرتون شلوغه هزار جور کاردارید ولی من از قسط چند روز وبهد چند روز شدحدود یکماه که براتون هیچ کامنتی نذاشتم میومدم پیشت هرروز ولی کامنتی نمیذاشتم اما شما تو یکماه حتی یکبار یه کامنت برام نذاشتیدحرف که نمیزنیدهمون گل رو میگم نه که طلبکارت باشم نه خداشاهده..آخه نبایدمیگفتی پسره پیشم میومدبرام چهار تا کامنت چرت وپرت میذاشت الان یکماه پیداش نیست مرده است زنده است....ببخشید... این حرفا تو دلم مونده بود باید میگفتم اما باز میگم سوتفاهم نشه بابت چهار تا کامنتی که براتون گذاشتم طلبکار نیستم خودم دوست دارم براتون کامنت بذارم.....واگر هم نیام پیشتون هیچ چیزی ازتون کم نمیشه پس هیچ منتی نیست ...خودت رو بذاری جای من حتما شما هم ناراحت میشدید....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جناب حبیب قبل از هر چیز صلاح دونستم این کامنت رو هرچند که خصوصی فرستادید تایید کنم تا دیگه کسی ازین دست سوء تفاهم ها براش پیش نیاد. بنده به خاطر ندارم رابطه ی عاطفی عشقی احساسی اینجا با کسی داشته باشم. قربان یک جوری صحبت میکنید انگار من معشوقه ی شما هستم. به خاطر ندارم من کاری کرده باشم که شما دچار این سوء تفاهم شده باشید.قبلا هم به شما تذکر داده بودم تو کامنتهایی که برام میذارید زیاده روی نکنید وگرنه کامنتهاتون تایید نمیشه. هر کس که اینجا کامنت میذاره چه مرد باشه چه زن من ازش تشکر میکنم فرصت کنم به وبش سر میزنم و براش کامنت میذارم. لطفا کمی ملاحظه بفرمایید.
شنبه 25 مهر 1394 ساعت 14:21
+ حبیب
عشق تو چون برگی در دست طوفان بود / دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود

روزی به من گفتی دیگر نمی مانم/گفتم که میمیرم گفتی که میدانم

باور نمیکردم هرگز جدایی را / آن آمدن با عشق این بی وفایی را.......
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انتخاب های قشنگی بود
پنج‌شنبه 23 مهر 1394 ساعت 15:15
+ مسعود
خانوم متولی گرام
بنده پیام عذرخواهی اقای علی رضای شیرازی را خدمت شما ابلاغ کرده ارزومندیم دوباره شما را در بلاگفا زیارت نماییم
با ارادت
جمعی از بلاگفایون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بنده رو خدمت جناب علیرضا شیرازی برسونید بفرمایید ایشون پشت گوششون رو دیدن بنده رو تو بلاگفا میبینن.
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 19:03
+ ایمان
ســلااام، به به عالی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ایمان. ممنونم
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 14:46
+ مهدخت

درود و سپاس بانو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 07:26
+ قلب من چشم تو
آتشی است
در دلم
که هیچ‌کس را
جرات گذشتن از آن نیست

نترس ابراهیم من
بگذر
آتشی که تو از آن بگذری
سرد می‌شود

نسترن وثوقی


سلام خانم متولی عزیز
از خواندن شعرهای ناب و بسیار زیبا و دلنشینی که انتخاب کردید لذت وافری بردم
شاد و سلامت باشید
با مهر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام جناب زیادلوی مهربان خیلی ممنونم
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 13:52
+ دریا
فال گرفتم نام تو آمد کنار نامم…

حال که نام تو سند خورده به نام دیگری…

مانده ام….. فالگیر اشتباه کرده بود…؟؟؟

قهوه …قهوه نبود…؟؟

من اشتباه شنیدم..؟؟

یا….. تو اشتباه رفتی…
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دریاجان
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 13:38
+ دریا
سلام دوست بسیار عزیزم.لذت میبرم از خوندن پستهای بی نظیرت.مثل همیشه عالی انتخاب شدند.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دریاجان ممنونم عزیز دلم
سه‌شنبه 21 مهر 1394 ساعت 12:15
+ حبیب
امتیاز: 0 0
پاسخ: