X
تبلیغات
رایتل

"زنانگی های یک زن"

"پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و توست"
پنج‌شنبه 16 مهر 1394

"نکند پاییز تویی/ که در چهار فصل دلم پادشاهی می کنی؟"


غم‌انگیز است پاییز

و غم‌انگیزتر، وقتی تو باشی و


من برگ ها را با خیالت تنها قدم بزنم.


************


الخریف محزن


و الأکثر حزنا، هو أن تکونی أنتِ حاضرة


و أنا أتجول وحدی على الأوراق مع ذکراک.


"رضا کاظمى برگردان به عربی از خودم"




* عنوان پست از زهرا طراوتی


* به خودم آمدم انگار تویی در من بود/ این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود/ "علیرضا آذر"


* اسراف می‌کنی کلماتت را به  گفتن عشق/ حال که من از بوسیدنت آن را می‌فهمم/ "آتیلا ایلهان"


* شک ندارم شاه بیت شعرهایم می‌شوی/ بس که با روح و روانم خوب بازی می‌کنی/ "امید صباغ نو"


* گفتی هر چه خواستم به تو بگویم/ تو را می‌خواهم/ "افشین صالحی"


* برابر نیست این جنگی که برپا کرده‌ای ای عشق/ که تو با من گلاویزی و من با خویش درگیرم/ "حسین زحمتکش"


* گفتی بیا گفتم کجا؟ گفتی میانِ جانِ ما/ گفتی مرو گفتم چرا؟/ گفتی که می‌خواهم تو را/ "مولانا"


* متصل‌ست او/ معتدل‌ست او/ شمع دل است او/ "مولانا"


* رفتم هنگام خزان، سوی رزان، دست گزان/ "مولانا"


 

نظرات (9)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 07:56
+ شادی صندوقی
طواف


هرجای جهان ، این قبله نما را می گذارم

باز حجرالاسود چشمانت را نشان می دهد

تو کعبه ی سیال منی !

که مثل نسیم

مدینه به مدینه می گذری

بگذار با خلعت ِ عشق تو

اِحرام ببندم

بگذار در آستانه ی آن چشمها

اعتراف کنم

بگذار گردِ دستهای تو

طواف کنم !



#یدالله گودرزی/ مهرستان 94
امتیاز: 1 0
پاسخ:
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 16:56
+ مهران
سلام. با اجازتون شعر رضا کاظمی رو کپی میکنم :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. خواهش میکنم
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 15:03
+ قلب من چشم تو
وقتی تمام شهر
به خواب می روند
من در کوچه ها
تو را قدم می زنم

ایلهان برک


سلام خانم متولی عزیز
خیلی خوشحالم که دوباره اینجا هستم و ترجمه های شیوا و روان و انتخاب های ناب شما را می خوانم
مانا باشید
با مهر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام جناب زیادلو.امیدوارم خوب باشید. خیلی خوشحالم که حالتان بهتر شد و دوباره به دنیای مجازی بازگشتید باور کنید دوست عزیز جای خالیتان به شدت حس می شد
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 09:36
+ مداد کوچک
ترسیده ای؟

از که؟

از جهان؟

من جهانت

از گرسنگی؟

من گندمت

از بیابان؟

من بارانت

از زمان؟

من کودکیت

از سرنوشت؟

من هم از سرنوشت می ترسم...



محمدماغوط

نجمه حسینیان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خیلی زیبا بود ممنونم من هم از سرنوشت می ترسم
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 05:23
+ دریا
آمدنت را
دروغ چرا؟نمیدانم!
رفتنت اما جشن گرفتن داشت
نه که خوشحال باشم نه
رفتنت نوید پر شعر شدن تنم بود
می شد بنشینم سالها
از سایه ات که دور می شد شعر بنویسم
تو ولی
نه آمدی و نه رفتی ...
تو
خوب می دانستی
نابودی من کار هرکسی نیست ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دریاجان خیلی قشنگ بود
شنبه 18 مهر 1394 ساعت 05:18
+ دریا
سلام دوست عزیزم.
چقدر نوشته رضا کاظمی قشنگ بود.
"غم انگیز است پاییز....."
عااالی بودن همشون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دریاجان. ممنونم عزیزدلم
جمعه 17 مهر 1394 ساعت 12:03
+ ایمان
ســلااام، خیلی عالی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ایمان. ممنونم پسر خوب
پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 19:06
+ حبیب
مهم نیست که .....
شانه هایت تجسم است
و آغوشت خیال!
همه ی یادت اینجاست
نگاهت...
صدایت...
خنده هایت...
دیگر چه میخواهم؟
هیچ!
دستانت را در دستهایم جا گذاشتی
نگاهت را در نگاهم
و خیالت را در خیالم...
و من آرامم...
آرام تر از همیشه...! سلام..عالی بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خیلی ممنونم
پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 18:15
+ مهدخت
درود بانو...
جدای از تمام گزینش های خوبتون اما اولین مولانا سخت به جان نشست
ارمغان شعر های مولانا غمی غمناک است در شاد ترین شکل ممکن...

(گل های بلاگفا زیباتر بودو خوشرنگ تر )
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهدخت عزیز. خیلی ممنونم بله تمام امکانات بلاگفا برتر از اینجا بود از رنگ گل هایش گرفته تا ... حتی شعرهای مولانا هم در بلاگفا لطف دیگری داشت.